تبليغاتX
پرنده هم که باشی - رهایی
پنهان نمی شوم در خویش                         برای : دکتر محسن رضا منظمی

می خواهم رها شده و یله در باد

چونان آوازی که از گلوی نی لبک چوپان سروده می شود

دستمال بدست بگیرم و برقصم

آنقدر برقصم

تا برقصد ماه با من

تا برقصد زمین با من

 * * *

پنهان نمی شوم در خویش

با هر چوبی که می خواهی مرا بزن

من سپرده در باد

آرمیده در خاک

نه ستاره ام

نه ماه

و نه خورشید که گاهی بسوزانم

سر انگشتان درخت را .

تو هر طور که می خواهی فکر کن

من نیستم

اگر بودم

شال و کلاه کرده و از این شهر می گریختم

و تمام کلمات را

خیابان و کوچه ها را

و حتی  رود های که از میان چشم هایم می گذرد

به تو می دادم

تنها باور هایم را بر می داشتم

تا رهایم کنی

رها .


                                           

  

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:58 توسط عبدالرضا شهبازی |